دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
84
تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )
قلعه النجق شده بود ( قلعه النجق مركز مهمى براى مقاومت آل جلاير « 1 » درآمده بود و قشون گرجيان براى كمك به شاهزاده طاهر فرزند سلطان احمد جلايرى وارد عمل شده بودند . ميرانشاه برغم تمامى اين مشكلات با سليمانشاه براى ديدن پدرش راهى شد . تيمور او را از كارها بر كنار كرد و بدون گوشمالى شايان توجهى او را جزو ملازمين خود ساخت ؛ و بدينسان ميرانشاه چهار سال تمام در ركاب تيمور باقى ماند . دوستان و مشاوران او نيز كه برخى از آنان از شخصيتهاى برجسته فرهنگى به شمار مىآمدند . چندان روى خوشى نديدند . تيمور آنان را به دليل فاسد گردانيدن و گمراهى ميرانشاه به مجازات رسانيد و بعضى را نيز گردن زد ؛ تيمور در اين خصوص حتى سن ميرانشاه را كه در اين ايام سى و سه سال داشت در نظر نگرفت ( يعنى بىتجربگى او را ) . تيمور براى بازگرداندن نظم و انضباط در شمال غرب ايران ، بشخصه فرماندهى عمليات را برعهده گرفت . سپس به قشلاق قراباغ رفت كه در خميدگى رود ارس قرار داشت و پناهگاه مناسب زمستانى بخصوص براى سواره نظام بود . از همين نقطه تهاجم انتقامجويانه خود را عليه گرجيان به راه انداخت ، ولى شدت برودت هوا از پيشروى عمليات جلوگيرى كرد . در بهار سال بعد يورش جديد خود را كه پنجمين يورش به شمار مىآمد ، عليه گرجيان آغاز كرد و در جريان اين يورش شهر تفليس دگرباره به تاراج رفت . تيمور درخواست كرده بود كه طاهر جلايرى را كه به گرجيان پناه برده بود به دو تسليم كنند ، ولى شاه گرگين هفتم ( Giorgi ) طاهر را به موقع فرارى داد و او هم به سوى سلطان بايزيد عثمانى رهسپار شد . شاه گرجى به دنبال تباهى چغتائيان و وارد شدن لطمات شديد بر قشون و مردمش به اجبار باب مذاكره را با تيمور گشود و در اين گفتوگوها پرداخت باج و خراج سنگينى را پذيرفت و براى تيمور فاتح لشكرى از روى معاونت فرستاد . با اينكه در اين ايام سلطان برقوق مرده بود ، ولى تيمور هنوز به دليل حمايت آنان از سلطان احمد جلايرى و تلاششان به منظور اتحاد با آلتين اردو و بالاتر از همه قتل ايلچى تيمور در قاهره ، مىخواست حساب خود را با آنان پاك كند . تيمور با اينكه چند سالى از مرگ ايلچى مىگذشت ، ولى به علت حفظ حيثيت و اعتبار خود ، نمىخواست آن را به باد فراموشى بسپارد . نكته ديگرى كه او در نظر داشت ، موقعيت بينالنهرين بود و به همين جهت يك مخالف سرسخت را در مصر تهديدى مستقيم به بينالنهرين مىدانست ؛ و به همين دليل اگر تيمور تهاجمى را به آناتولى سازمانبندى مىكرد . مىترسيد كه رقيب او بينالنهرين را به خطر بيندازد . البته نمىتوان اين امكان
--> ( 1 ) - براى اطلاعات بيشتر نگاه كنيد به : مينورسكى ، « ماوراى قفقاز » ، صص 112 - 91 . تيمور پيشتر در سال 789 / 1387 حملهاى را به قلعه النجق سامان داده بود . او در تسخير اين قلعه نسبت به ساير قلاع با مقاومت شديدى مواجعه شد ، چون تا سال 803 / 1401 يعنى پس از لشكركشى گرجيان كه بعد بدان خواهيم پرداخت ، اين قلعه سقوط نكرد .